۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

مأمورین بهداشت در تلویزیون

برگرفته از:
http://behdashtemanavi2.blog.com/
یادتان هست که استاد همیشه می­ گفت: اندیشه زندانی نمی­ شود؟ دیدید هر بار که خودش را به حبس کشیدند، چطور اندیشه­ اش گسترده­ تر شد؟ کاش این را غضنفرهایی که به خیال خودشان کرکره­ ی سایت شخصی او را پایین کشیده ­اند، می ­فهمیدند تا با این دست و پا زدن های مذبوحانه آبروی ایران را در جهان و در تاریخ نبرند!
شاید از جهانی شدن اطلاعات و دهکده شدن جهان هم مثل خیلی چیزهای دیگر خبر ندارند؛ شاید هم مثل مجریان و شخصیت­ های نمایشنامه ­هایی که برنامه­ های تلویزیونی­ شان را مضحک­ تر می­ کنند، کودن هستند یا مردم را این قدر کودن می­ پندارند! به هر حال، معمولا، کسانی که شنا نمی­ دانند، آنقدر دست و پا می­ زنند که غرق می ­شوند.
پارسال به ما گفتند بهایی، وهابی، مسیحی، کابالیست و شیطان­پرست تا وقاحتشان در برخورد با یک تفکر کاملا توحیدی را توجیه کنند و ما آخر نفهمیدیم قرار است با کدام لقب ذبح شویم! امسال برنامه­ ی تلویزیونی ساختند و برای تعریف عرفان، ابتکار به خرج دادند و رفتند سراغ علمای سایر ادیان از جمله یک خاخام یهودی که عرفان اصیل را کابالا معرفی کرد! و ما باز هم نفهمیدیم این کابالا (عرفان یهودی) که نمی­ دانم چیست؛ اما مثل رنگ رویمان پاشیده ­اند، بالاخره خوب است یا بد!
اسم برنامه، «پندار» بود. در یک فضای نیمه تاریک، یک مشت پندار زده را جمع کرده ­اند و کنار یک نماد سرخ­ پوستی نشانده ­اند و ملغمه ­ی عجیب و غریبی ساخته­ اند که فقط «حنا، دختری در مزرعه» در آن وجود ندارد: یک نفر فیلم­ های هالیوودی را که با عینک سیاه دیده است، تفسیر می­ کند؛ دو نفر به اسم مناظره، پرت و پلا می­ گویند و همدیگر را تأیید می ­کنند؛ یک نفر کتاب به دست می­ گیرد و حرف معناداری نمی­ زند و … . از همه قابل توجه­ تر آن که دو تا پت و مت که معلوم نیست مجری­ اند؛ دلقک هستند یا چیز دیگر، با حرف زدنشان به شعور مخاطب توهین می ­کنند.
اما این تنها برنامه ­ی بسیار آموزنده­ ی صدا و سیما درباره ­ی «نقد عرفان­ های نوپدید» نیست. یک فرافکنی دیگر هم دارند به نام «آب و سراب». تا همین چند سال پیش کسی جرأت نداشت اسم عرفان و مولانا را در این مملکت بیاورد. وقتی در نتیجه­ ی این همه غفلت و جهالت، کشور همسایه به طور جدی مولانا را اهل ترکیه معرفی کرد و وقتی جوان­ ها به منتقدین ملوس گفتند شما که همه­ ی عرفان­ ها را انحرافی می­ دانید، بگویید نسخه­ ی اصیل عرفان کجاست و آقایان هرچه حجره­ هایشان را گشتند، چیزی پیدا نکردند، بالاخره یواشکی مولانا در کشور خودش کمی اعتبار پیدا کرد.
چنین شد که حالا در قطعه­ های نمایشی «آب و سراب»، آقا مسعود فرهیخته، آقا رضای کوته فکر را از انحراف عرفان­ های نوپدید نجات می­ دهد و اقدام او در خرید و مطالعه ­ی کتاب مثنوی معنوی مولانا را تحسین می ­کند. باید به سطح فهم و سستی شخصیت آقا رضا و نحوه­ ی صحبت کردن با او دقت کنید تا بفهمید این ها مردم را چگونه تصور کرده ­اند و باید در اعتماد به نفس فرهنگی و فیگورهای متفکرانه­ ی آقا مسعود دقیق شوید تا متوجه شوید خودشان را در چه جایگاهی می­ دانند. آن وقت تعجب نخواهید کرد که چرا به جای کوچک ­ترین نقد علمی، دائما قیافه ­ی حق به جانبی می­ گیرند و مخلص کلامشان این است که همه تابع ما باشید؛ چون فقط ما می­ فهمیم.
و اما حالا بیایید با نمونه ­ای، سطح فهمشان را ارزیابی کنیم:
چند هفته پیش که دیکته شده بود، در برنامه­ ی «به سوی ظهور» عرفان حلقه مورد تهاجم قرار گیرد، با عجله چند تا مطلب و چند تکه فیلم از کلاس­ ها به کارشناس برنامه داده شد تا بداند چطور بدگویی کند. خوب البته اصلا نباید تصور شود که لازم است چنین کارشناسی محض رضای خدا کمی هم مطالعه و بررسی کند. این شد که جناب رنجبران مثل بازیکن منچ که به زور او را هل داده باشند وسط زمین فوتبال، بر صفحه­ ی تلویزیون ظاهر شد و چنان آفتاب بالانسی زد که در تاریخ ماندگار شد.
آغاز سخن از این جا بود که عرفان­ های انحرافی به محوریت خدا و معاد اعتقاد ندارند. نمی­دانم این توصیف کارشناسانه، عرفان حلقه را هم در بر می­ گرفت یا نه؛ اما اگر این طور باشد، این میرزا قشمشم اولین گل را همین جا به تیم خودش زده است. زیرا نه تنها بیشترین تأکید و بارزترین شاخصه­ ی عرفان حلقه، خدامحوری در همه­ ی بخش­ های نظری و عملی­ آن است، بلکه یکی از مباحث جدی­ اش که بسیاری از ابهامات موجود را برطرف می ­کند، معاد است. این را دست کم هفتاد در صد جامعه می­ دانند؛ چون اگر خودشان در کلاس­ ها شرکت نکرده باشند، حداقل کسی از خانواده یا اقوامشان شرکت کرده است و از طریق او اطلاع دارند.
جناب رنجبران تازه نفس در پاسخ به این سؤال که نظر عرفان حلقه درباره­ ی عالم غیب چیست، بدون این که پاسخ همین سؤال را بدهد، چند تا اصطلاح را که به گوشش خورده بود، سر هم کرد و در دم، عرفانی در ذهن خود خلق فرمود که در آن عرفان، کسی ادعا دارد با عالم غیب در ارتباط است و انرژی منفی را از درون افراد خارج می ­کند. چنان که او گفت، کاربران این عرفان، با اهرام ثلاثه­ ی مصر ارتباط برقرار می­ کنند!!!
همراهان گرامی! شما تا به حال با «انرژی منفی» سر و کاری داشته ­اید؟ تا به حال یک بار شنیده­ اید که استادتان بگوید من با «عالم غیب» در ارتباطم؟ شما با خدا ارتباط بر قرار می­ کنید یا با اهرام ثلاثه­ ی مصر؟ بخندیم و بگذریم.
دقایقی بعد معلوم شد منظور آن جناب از انرژی منفی، جن بوده. زیرا فرمودند: «جن اصلا ربطی ندارد به عرفان».
با عذرخواهی از خوانندگان عزیز، همین جا می­ خواهم چند خط برای این کارشناس بنویسم:
جناب حجةالاسلام! شما درس خوانده­ ی حوزه­ ی علمیه هستید. زشت است که من با مدرک کارشناسی از یکی از رشته­ های علوم پایه بیایم کوتاهی­ های حضرتعالی در مطالعه­ ی قرآن را متذکر شوم. چه شده که در مطالعه­ ی دینتان از مردم عادی عقب مانده­ اید؟
تا به حال قرآن خوانده­ اید و از خودتان پرسیده­ اید چرا در قرآن گفته شده است: « فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ»؟ یک نگاهی به ترجمه­ ها و تفاسیر بیندازید که بدانید مجنون، یعنی جن زده و دلیل این که تأکید می ­شود پیامبر جن زده نیست، برای این است که اعلام شود الهامات ایشان، ناشی از القائات جنیان نیست.
«… قَالُواْ مُعَلَّمٌ مجَّنُون‏» را هم ندیده ­اید؟ المیزان ذیل این آیه می­ گوید: دشمنان پیامبر(ص) او را جن زده معرفی می­ کردند؛ چون جن به عقل آسیب می­ رساند و تفسیر دیگری می ­گوید: مشركان، تعاليم انبيا را برگرفته از تعاليم جنّيان مى‏ دانستند. (درست مثل شما ها که از الهامات هر کس خوشتان نیاید، یا می­ گویید الهام نیست یا می­ گویید الهاماتش شیطانی است و یا به او می­ گویید جن زده و جن­ گیر. تا وقتی شما ها را ندیده بودم، نمی­ توانستم درک کنم چطور همه­ ی انبیا، اولیا و عرفا در زمان خودشان از طرف صاحب قدرتان بی ­سواد و بی خرد و آخوندهای درباری تکفیر شده ­اند؛ تبعید شده­ اند؛ زندانی شده­ اند؛ شهید شده­ اند و …!)
خوب حالا می­ دانید این­ ها یعنی چه؟ یعنی اگر کسی در معرض الهامات باشد و وجودش از این موجودات پاک نباشد، نه تنها بر عقلش اثر می­ گذارد؛ بلکه در معرض القائات و الهامات منفی قرار می­ گیرد. عرفان هم که از همین الهام مایه می­ گیرد. حالا ربط جن به عرفان را فهمیدید؟ یک ربط دیگر هم دارد. وقتی برای رفع مشکلی، انسان با قطع انتظار از هر کسی و هر چیزی، با خدا ارتباط برقرارمی کند، وارد میدان عرفان شده و جن زدگی هم یکی از این مشکلات است که فقط با کمک خدا باید برطرف شود. دیگر نیاز به توضیح نیست که عرفان که سهل است؛ یک دین الهی (مسیحیت) آمد که همین درس را بدهد و حالا بعد از 2011 سال، عالم دینی ما ارتباط بین این موضوعات را گم کرده است!!!
اما خودمانیم؛ یک شیرجه هم همراه با توپ به داخل دروازه­ ی دکان­داران «نقد عرفان­ های نوپدید» زدید؛ آن جا که گفتید: سالک اسرار هویدا نمی­ کند.
این نشان داد که خودتان هم به حقانیت و قوت روش علمی و الهی دکتر محمد علی طاهری واقف هستید؛ اما همه­ ی ناراحتی ­تان این است که چرا فردی مثل ایشان باید به این همه اسرار دست یافته باشد و امثال شما در حسرت گوشه­ ای از آن باشید! دردتان این است که حرفی برای گفتن ندارید. دردتان این است که جواب پرسش­ های جوانان را نمی ­دانید؛ دردتان این است که همان قدر که شما همه را از دین گریزان کردید، دکتر طاهری توانست شاگردانش را با دین آشتی دهد. دردتان … .
اما این را برای حسن ختام این بخش می­ گویم و شرح سفسطه­ های کلام گهربارتان را می­ گذارم برای بعد:
استاد طاهری به ما آموخت القائی که بگوید ”اسرار هستی را هویدا نکن“، شیطانی است و الهامی که بگوید ”هر آگاهی مثبت و سر مبین از اسرار هستی را که آموختی، بازگو کن“، الهی است. برای همین قرآن کریم، مملو از عبارت «قل» است.
مدتی بعد در مثنوی مولوی دیدم آنچه را از استاد شنیدم:
امر قل زین آمدش کای راستین       کم نخواهد شد بگو دریاست این
و بعد دیدم حافظ در همان غزل که می ­گوید: «گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند       جرمش این بود که اسرار هویدا می­ کرد»، بلافاصله خودش اسرار هویدا کرده و می­گوید: «فیض روح­ القدس ار باز مدد فرماید       دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می­ کرد».
و در جای دیگر مولانا در گفتن «سر» بیش از حلاج می ­شتابد و می­ گوید:
حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد       وز تندی اسرارم حلاج زند دارم
                                                                                                                                  حتما ادامه دارد

۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه

دُکان حراست از معنویت

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكاً لَّا يَقْدِرُ عَلىَ‏ شىَ‏ْءٍ وَ مَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْرًا  هَلْ يَسْتَوُنَ  الحَْمْدُ لِلَّهِ  بَلْ أَكْثرَُهُمْ لَا يَعْلَمُون‏: خدا برده­ ی زرخريدى را مثَل مى‏ زند كه هيچ قدرتى ندارد، و كسى را كه از جانب خويش رزق نيكويش داده ‏ايم و در نهان و آشكارا انفاق مى‏ كند. آيا اين دو برابرند؟ سپاس خاص خداست، ولى بيشترشان نادانند.
نحل-75
چند سالی است که سر کوچه­ ی دنیا خواهی یک مغازه باز شده به نام فریبنده­ ی «نقد عرفان­های نوظهور».
البته، گاهی به این عرفان­ ها نوپدید، کاذب، التقاطی، انحرافی و … هم می­ گویند.
جنس این مغازه را جیب مردم تأمین می­ کند و سود عمده­ ی آن نصیب کسانی می­ شود که می­ خواهند حواس آن­ها را به سر و صداهایی گرم کنند تا متوجه خیلی از اتفاق­ ها نباشند و در حالی که پشت ویترین این مغازه میخکوب می­ شوند، سرمایه­ های ملی آن­ها به یغما رود و هر روز بر آمار جوان ­های معتادشان افزوده گردد.
فروشندگان این مغازه چیزی جز جعبه ­های خالی و دروغ­ ها و حرف­ های خیالی به فروش نمی­ رسانند؛ اما همه ­ی این اجناس را لای جلد قرآن می­ پیچند و در حالی که «وا اسلاما» سر می­ دهند، قالب کسانی می­ کنند که از دین چیزی جز صوت آن­ها نمی­ شناسند.
(شاید اگر چند کالای ارزشمند و قیمتی در این مغازه به فروش می­ رسید، می­ شد به برخی نابسامانی­ های فرهنگی ناشی از عرفان­ های قدرت رسیدگی کرد؛ اما اتفاقاً مالیات این مغازه به حساب همین عرفان­ ها واریز می­ شود.)
این روزها که مشتری این مغازه خیلی کم شده، تبلیغات آن رو به افزایش است و بانیان آن سعی می­ کنند در هر رسانه­ ای شعبه­ ی بیشتری باز کنند. چند عروسک هم جلوی در مغازه به خوش رقصی بیشتر در آمده­ اند تا جذب مشتری کنند و علاوه بر دستمزد، شاباش خوبی بگیرند.
قصه ­ی امروز ما، قصه­ ی این عروسک ­ها است:
1-­ شخصیت عروسک­ ها:
بی­ مقدمه عرض می­ کنم که انگیزه­ ی اصلی جوانان شهرت طلبی مانند ح. مظاهری سیف، ج. ادبی، ج. محرابی و …،  یکی حفظ موقعیت­ های شغلی فعلی­شان است که با سواد و تجربه­ ی ناچیز خود، شایستگی هیچ کدام را ندارند و دیگری، معروفیت و  نامداری، که دلشان برای آن ضعف می­ رود.
آن­ها با یکدیگر رقابت با مزه ­ای هم دارند. مثلا محرابی که یکی از افتخاراتش تحریکات پشت پرده برای برخورد خشونت­ آمیز با درویشان گنابادی و … است، می ­گوید: طرح مبارزه با جریان ها و فرقه های انحرافی در مؤسسه­ ی من طراحی شده است. ادبی که بدون تحصیلات حوزوی و به سبب مقام علمی پدر،  لباس افتخاری روحانیت به تن دارد، سعی می ­کند در صحنه­ های فرهنگی خود را روشنفکر معرفی کند و در صحنه­ های سیاسی، چهره­ ی جذابی در میان این وری­ ها و اون­وری­ ها داشته باشد؛ بلکه زودتر به مقصود برسد. مظاهری سیف که بیچاره بین رفقا هم به بی­ سوادی شهرت دارد، به جای تهذیب نفس، تذهیب چهره می­ کند تا بلکه به این نحو مقبول شود و …
اما شخصیت­ های دیگری هم در این میدان وجود دارند که شناسایی آن­ها می­ تواند موضوع  جالبی در علم جانورشناسی باشد. ف. کلانتری یکی از این شخصیت­ ها است. این سرباز گمنام دجال را ندیده ­اید؛ اما همگی می­ شناسید. او معمولا سرش را در پستوی خبرگزاری «تابناک» فرو می ­برد تا دیده نشود و در همین حالت، روی صفحه­ ی خبرگزاری لگد نثار این و آن می­ کند. معرفی این فرد بدون شرح است و تنها با یک نگاه گذرا به نوشته­ هایش (درباره­ ی عرفان حلقه)، به دست می­ آید.
2-­ نبوغ عروسک­ ها:
مدتی پیش، محرابی سناریوی شگفت انگیزی ارائه کرد که عدالت علوی در آن موج می­ زد و نبوغ اینشتین در مقابل آن به زانو در می ­آمد. این جوان خوش فکر تصمیم داشت جماعتی هزار نفری از علما و فضلای قم را در یک سالن گرد هم آورد و دکتر محمدعلی طاهری را در مقابل آن­ها بر روی سن نشاند تا مناظره ­ای میان آن هزار نفر و این یک نفر صورت گیرد. او از اعلام موضوعات مورد مناظره برای استاد طاهری به شدت امتناع می ­کرد و ناگفته پیدا است که علاقه ­مند بود بتواند با فیلم­برداری از این محفل و دستکاری و برش فیلم تهیه شده، مانور بی­ نظیری داشته باشد و  مدال افتخار متفاوتی در مقابله با این اندیشمند ایرانی را نصیب خود گرداند.
(این ماجرا شما را به یاد چه می­ اندازد؟ هزاران رحمت بر کلیسای قرون وسطی و دادگاه تفتیش عقاید آن­ها!!!)
مدتی بعد دکتر طاهری در سایت خود اعلام کرد که به پرسش­ های رسمی کارشناسان با ارائه­ ی تصویر این پرسش­ ها به صورت مکتوب پاسخ خواهد گفت و استقبالی که از این دعوت به عمل آمد، بازداشت ناحق ایشان با تکیه بر  اتهاماتی شد که همواره در خیالات این قبیل اصحاب علم(!) و ایمان(!) می­ روید و هر روز بیشتر رشد می ­کند.
اما نبوغ مظاهری سیف بیشتر است. زیرا او درخواست بودجه­ ای 50 میلیارد تومانی کرده است تا پروژه­­ ی رومانتیکی را به اجرا در آورد. این ناقلا که گویا هم کارتون زیاد می­ بیند و هم فکر اقتصادی خوبی دارد، قصد دارد باغی را خریداری و مهیا کند و به قول خودش، سردمداران عرفان­ های نوپدید را در آن به حبس بکشاند تا در آن فضای دل­ انگیز  همه­ ی نظرات خود را مکتوب کنند و این نابغه هم با آن همه قدرت علمی که دارد، به نقد آن بپردازد. به این ترتیب، اگر در نهایت، 20 میلیارد تومان برای این باغ (که به آن می­ گوید باغ خدایان) هزینه ­شود، 30 میلیارد تومان هم نوش جان می­ کند و بنابراین، دین و ایمان مردم از شر این شیادان (سردمداران آن عرفان­ ها) محفوظ می­ ماند.
البته، ناگفته نماند که نباید نبوغ این دردانه را دست کم گرفت. او سال گذشته در همایشی فرموده بود می­ خواهد در یک فضای آموزشی، از مدیتیشن برای حفظ قرآن بهره گیرد. ناقلا یک بار پول می­ گیرد تا مدیتیشن را که در مکاتب عرفانی هند کاربرد دارد، بکوبد و یک بار دیگر پول می­ گیرد تا از آن استفاده کند. (او خودش بارها این طرف و آن طرف گفته است که روزی­ اش از راه همین نقد عرفان­ های مثلا نوظهور تأمین می­ شود.)
اما شاهکارهای ادبی به این حد نیست. او که به طور دائم به اسم مأموریت و با پول مردم، گشت و گذار­های خارج از کشور دارد، یک مرتبه بر صفحه­ ی تلویزیون ظاهر می­ شود و علاوه بر این که با اشاره، عرفانی بودن کلاس ­های عرفان حلقه را زیر سؤال می­ برد، اعتراض می­ کند که چرا برای برگزاری این کلاس­ها وجهی دریافت می­ شود! این پسر شجاع به عنوان وکیل سرخود کسانی که با علاقه در این کلاس ­ها شرکت می­ کنند و هیچ وقت ازهزینه­ ی متعارف آن شکایتی نداشته ­اند، چنان با ژست متفکرانه حرف می­ زند که گویا نه تنها در این کشور، آموزش رایگان است و هیچ مؤسسه­ ی آموزشی از فراگیران شهریه ­ای دریافت نمی­ کند، بلکه شخص ایشان هیچ وقت، هیچ حق­ التدریسی دریافت نکرده است و برای رضای خداست که به دنبال اخذ واحد درسی بیشتر برای تدریس عرفان است. لذا این نوع افاضات فقط یک معنی می­ دهد: پس ما چی؟
برای آشنایی بیشتر با انواع دیگری از نبوغ، سری هم به www.namehayemahramaneh.blog.com    بزنید.
3-­ کلام آخر
از عرفان ­های دیگری که زیر گیوتین این سردمداران معنویت اسلامی گیر کرده اند، خبر ندارم؛ اما مجموعه­ ی بزرگ عرفان حلقه به طور عمده متشکل از متخصصین زبده در علوم مختلف است که نظریه­ های این عرفان را بعد از تحقیق و آزمون پذیرفته ­اند و گسترش می­ دهند. این امر آنقدر مشهود است که جناب رنجبران نتوانست در برنامه­ ی به سوی ظهور به آن اشاره­ ای نکند.
اما همه­ ی این کارشناسان، فریب خورده محسوب می­ شوند و در حال حاضر، حتی نظر هیچ کارشناس بی­ طرفی اعتبار ندارد؛ زیرا تنها ملاک تشخیص اسلامی و سالم بودن یک عرفان، نظر آقایان محرابی، مظاهری سیف، ادبی و چند جوان خوش اشتهای دیگر است که وقتی هم دستشان خالی می­ ماند، با انواع دروغ و فتنه و معرفی غلط سعی می­ کنند با دریافت حکم ارتداد از مراجع، با جان و آبروی دیگران بازی کنند و به این قیمت، به مقاصد شخصی خود برسند.
وقتی هم بیش از این حرف­ ها کم می­ آورند، خودشان را گول می­ زنند. مگر همین چند روز پیش نبود که رفقایشان پنج نفر از کارشناسان مجموعه را بازداشت کردند و  بعد همه با هم بوق به دست گرفتند و با سر و صدا گفتند: فرقه­ ی عرفان کیهانی به طور کامل منهدم شد؟
یکی باید بپرسد: کوچولوهای قشنگ! شما چندین سال برای وجود همین 5 نفر خودزنی می­ کردید؟
بگذریم. وقتی به همه­ ی صاحبان علم و اندیشه گفته می­ شود که شما نمی­ فهمید و فقط این چند جوان می­ فهمند، باز به یاد چه می­ افتید؟ …
***
حالا اگر خوش­ بین باشیم و همه ­ی شواهد را نادیده بگیریم و سعی کنیم باور کنیم که این همه عداوت از جهالت و نا آشنایی­ شان با این عرفان توحیدی (عرفان حلقه) است، تازه این بیچاره­ های پر سر و صدا که کسوت شریف روحانیت را آلوده ­اند، شیطان پرست محسوب می­ شوند. زیرا در آیه 3 سوره­ ی حج آمده است:
وَ مِنَ النَّاسِ مَن يجادِلُ فىِ اللَّهِ بِغَيرِْ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيد: بعضى از مردم، بى هيچ دانشى در باره­ ی خدا مجادله مى ‏كنند و از هر شيطان سركشى پيروى مى‏ كنند.
به نقل از
http://behdashtemanavi.blog.com/

شرح حالی از استاد نازنین و همراهان عرفان حلقه

به نقل از خبرنگار عرفان حلقه‏ در در تاریخ آدینه, ژوئن 17, 2011‏
استاد محمد علي طاهري به عنوان يك محقق، بيش از سه دهه است كه دو رشته طب مكمل ايراني «سايمنتولوژي» و «فرادرماني» را بنيانگذاري نموده و در معرض بحث و بررسي و آزمايش هاي گوناگون قرار داده است. تجربه عملي، طب هاي مكمل فوق، نتايج قابل توجهي را در بر داشته است و اثربخشي بي نظير آنها در بين انواع روش ها، سبب شد تا در دهه گذشته توجه پزشكان و پيراپزشكان بسياري به آن معطوف گردد. در حال حاضر بيش از سي هزار مربي در سطح ايران و جهان به تدريس طب هاي مكمل ايراني مشغول بوده و ميليون ها نفر با آن آشنا شده و از كارايي عملي مثبت آن بهره برداري نموده اند و با وجود كارشكني ها و ايجاد موانع بسيار از سوي معاندين، تحقيقات وسيعي درباره تأثير اين دو رشته طب مكمل بر روي انسان، حيوان و گياه توسط گروه هاي تخصصي پزشكي و روانپزشكي، دامپزشكي و گياه پزشكي انجام شده و همچنين آزمايش بر روي سلول نيز در محيط آزمايشگاهي با موفقيت به نتيجه مطلوب رسيده است و تا كنون مقالات و گزارشهاي علمي بسياري در خصوص نتايج اين تحقيقات و اثرات اين شيوه ها بر روي انواع بيماري ها منتشر شده است.
در فرادرماني، درمان بيماري هاي جسمي، رواني و روان تني (سايكوسوماتيك) و در سايمنتولوژي، درمان بيماري هاي ذهني و ذهني تني (منتوسوماتيك) مد نظر قرار مي گيرد. لازم به ذكر است كه سايمنتولوژي در دنيا تنها طب مكملي است كه به درمان بيماري هاي روانپزشكي مي پردازد.
در روند عرضه طب هاي مكمل ايراني در چند دهه قبل، جريان هايي در ابتدا با اين بهانه كه چنين درمان هايي در اسلام جايگاهي نداشته و شيطاني هستند در مقابل آن ايجاد موانع نمودند و استاد محمد علی طاهری را شيطان پرست، كاباليست، مسيحي، بهايي، وهابي و ... ناميدند. در نتيجه وی اقدام به مطرح نمودن مواضع فكري و عقيدتي خود کرد تا اثبات كند كه اين مواضع شفاف بوده و مغايرتي با دين مبين اسلام و مذهب تشيع ندارند كه خود اين موضوع نيز نه تنها كمكي در پاسخگويي به آن عده نداشت بلكه به عنوان وارد شدن به مسايل اعتقادي نيز تبعات جديدي را متوجه اين جريان نمود.
لازم به ذكر است استاد محمد علی طاهری به عنوان محقق، نفر اول اولين و دومين مسابقات علمي سراسري ايران در سال هاي 55 و 56 بوده است و جوايز مسابقات فوق را كه بورس تحصيلي بوده است در كاخ نخست وزيري در سال هاي مذكور از دست نخست وزيران وقت، هويدا و آموزگار دريافت نموده است وليكن به علت انتظاراتي كه بعداً متوجه شد مراكز اطلاعاتي كشور در آن زمان در صورت استفاده از این بورس ها، از وی داشته اند، از بورس هاي تحصيلي فوق استفاده نكرده اند. اما در پرونده سازي هايي كه امروز توسط كارشناسان پرونده براي ايشان صورت گرفته، اين موضوع را به عنوان همكاري با رژيم سابق در ليست اتهامات وی مطرح كرده اند. در صورتي كه بدیهی است به خاطر اين موضوع ميبايستي ایشان بعد از انقلاب مورد تشويق و تفقد ويژه قرار مي گرفتند. 

تاریخچه ای به قلم استاد:
«سایمنتولوژی» یا «ذهن- روانشناسی فراکل نگر» سی سال قبل توسط اینجانب پایه گذاری شده، در دو دهه ی گذشته مراحل تجربی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته و در 5 سال اخیر در محافل علمی با نام «سایمنتولوژی» معرفی شده است.
 عامل ایجاد این رشته، مواجه شدن اینجانب (بنیانگذار فرادرمانی و سایمنتولوژی) با وقایع و حقایق هستی است که از دوران طفولیت به شدت توجه مرا به خود جلب می کرد؛ تفکر نسبت به این که "از کجا آمده ایم؟ چرا آمده ایم؟ به کجا می رویم؟ خالق کیست؟ چرا خلق کرده است؟ نتیجه ی این خلقت چیست؟ انسان کیست؟ راه های نزدیکی و شناخت او چیست؟ توان بالقوه ی او چگونه فعال می شود؟ زندگی و مرگ چیست؟ و ...". یعنی، اشتیاقی بیش از حد برای فهم جهان هستی و پی بردن به رمز و راز خلقت داشتم؛ به طوری که این افکار لحظه ای مرا رها نمی کرد. تا این که در دهم آبان سال 1357 به یکباره با الهام ها و دریافت های ذهنی ای روبرو شدم که به دنبال آن زوایایی از هستی و انسان بر من آشکار شد و در نتیجه ی آن به این آگاهی رسیدم که بر جهان هستی، شعور و هوشمندی عظیمی حاکم است. این هوشمندی همانند یک «اینترنت کیهانی» همه ی اجزا و زیر مجموعه ی خود را تحت پوشش هوشمندانه ای قرار داده است. این آگاهی نه تنها دربرگیرنده ی موضوعات نظری بود، بلکه اطلاعات کاربردی و دستورالعمل استفاده و بهره برداری عملی از آن را نیز شامل می شد و نحوه ی استفاده از چنین اینترنتی، دستمایه ی بنیانگذاری طب های مکمل ایرانی (فرادرمانی و سایمنتولوژی) و چند رشته دیگر گردید. از جمله پیامدهای چنین دریافتی تفکر «اینتریونیورسال» است که بر اساس آن انسان باید تفکر خود را در سطح جهان هستی گسترش دهد؛ با دید وسیع تری به زندگی نگاه کند و جایگاه ویژه خود را در آن بیابد.

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

سخنی با یاران و همراهان


بسم الله الرحمن الرحیم

سخنی با یاران و همراهان

جاسوسی از زندگی خصوصی  مردم  اولین ابزار شیاطین ولایت فقیه استو این قانون ولایت فقیه برخلاف قانون خداوند رحمان است که بشر را از تجسس در زندگی خصوصی مردم منع می کند. دستور الهی "از جاسوسي در زندگي مردم بپرهيزيد" همچون فرامین الهی دیگر  در زیر کفش های ولایت فقیه همیشه نابود شده و می شود. یاران و همراهان باید مراقب  باشند. هم مراقب جنگ روانی  و نشر اکاذیب، هم مراقب جنگ تکنیکی و جاسوسی ولایت فقیه که با توسل به ابزارهايی مانند میکروفون ها انجام می شود. اولین سلاح هجومي شیاطین ولایت فقیه، استراق سمع تلفن ها و صحبتهای شخصی ما ست.
پس نباید هیچ سخنی در بارۀ نقشه ها و برنامه های خود به زبان بیاوریم. باید همۀ قوای خود را بر ولایت فقیه و خانوادۀ ولایت فقیه معطوف کنیم و مرتباً به خود متذکر شویم که آتش گردان این معرکه ی پوچ و مسئول همۀ فشارهایی که به ما می آید و عامل محرومیت ما از آموزش های استاد شخص ولایت فقیه و بیت  ابلیسی او می باشد. همچنينمد نظر داشته باشيم كه بعضي از  اعضای اصلی کمیته برخورد با استاد "ط..."  وعرفان حلقه  عبارتند از: ،کلانتری، مجتبی وجواد خامنه ای ،دولت آبادی ،محمديان، حداد عادل ، مصباح یزدی،  امير احمدي، پناهيان، گلپايگاني، ازغدي، فرهاد رهبر و شریعت مداری  بنابراین نقش خاص و جایگاه محوری وحساس این افراد را در برنامه ریزی های واکنشی از یاد نبریم. ما با تأسی از مشرب عرفانی بزرگترین عارفان و هادیان این مرز و بوم باید که به ظاهر خموش و به باطن غوطه ور در غوغای مقدسی باشیم که هدف آنانتقام از ولایت فقیه و خانوادۀ فاسد او است. میکروفون ها حتی ممکن است در لباس های ما جاسازی شده باشد. موبایل های خاموش شده هم بدون شک مورد سوء استفاده شیاطین ولایت فقیه قرار می گیرد. کامپیوتر و اینترنت دو دامگاه مهم دیگر است که باید مورد دقت و توجه قرار گیرد. براي اطلاع بيشتر در بارۀ اين ابزارها و سلاح هاي امنيتي به دهها سايت اينترنتي يا سايت فعالان سياسي مراجعه كنيد كه به اين موضوع پرداخته اند.

 دام سخت است مگر یار شود لطف خدا  ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
 هیچ برنامه ای نباید با حضور بیشتر از سه نفر انجام گیرد و در بین هر سه نفر وجود حداقل یک کارشناس لازم است و هیچ کار مورد توجهی نباید بدون نظر کارشناسی انجام شود.جنگ روانی دشمن سنگین است اما بجای جواب دادن به آن معطوف ساختن همه توجه و قوا بر ولایت فقیه و خانوادۀ او واجب است. ما باید با درون شناسی استاد حدس بزنیم که تعارفات مصلحتی استاد در اطلاع رسانی ها و اظهار نظر های عمومی تا چه حدی با گرايش های درونی ایشان در تضاد است. پس باید به مواضع برحق استاد پر از رمز و راز خود عمل کنیم و نه تظاهرات مصلحت گراي آن استاد فرزانه. مقایسه کنیم سخنان حضرت امیر المومنین را در سالهای خلافت خلفای راشدین با سخنان حضرتشدر دوران خلافت ایشان. اعوذ بالله من الشیاطین رجیم

حضور رهبر ظالم و ديكتاتور جمهوري اسلامي ايران

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنی با یاران و همراهان

جاسوسی از زندگی خصوصی  مردم  اولین ابزار شیاطین ولایت فقیه استو این قانون ولایت فقیه برخلاف قانون خداوند رحمان است که بشر را از تجسس در زندگی خصوصی مردم منع می کند. دستور الهی "از جاسوسي در زندگي مردم بپرهيزيد" همچون فرامین الهی دیگر  در زیر کفش های ولایت فقیه همیشه نابود شده و می شود. یاران و همراهان باید مراقب  باشند. هم مراقب جنگ روانی  و نشر اکاذیب، هم مراقب جنگ تکنیکی و جاسوسی ولایت فقیه که با توسل به ابزارهايی مانند میکروفون ها انجام می شود. اولین سلاح هجومي شیاطین ولایت فقیه، استراق سمع تلفن ها و صحبتهای شخصی ما ست.
پس نباید هیچ سخنی در بارۀ نقشه ها و برنامه های خود به زبان بیاوریم. باید همۀ قوای خود را بر ولایت فقیه و خانوادۀ ولایت فقیه معطوف کنیم و مرتباً به خود متذکر شویم که آتش گردان این معرکه ی پوچ و مسئول همۀ فشارهایی که به ما می آید و عامل محرومیت ما از آموزش های استاد شخص ولایت فقیه و بیت  ابلیسی او می باشد. همچنينمد نظر داشته باشيم كه بعضي از  اعضای اصلی کمیته برخورد با استاد "ط..."  وعرفان حلقه  عبارتند از: ،کلانتری، مجتبی وجواد خامنه ای ،دولت آبادی ،محمديان، حداد عادل ، مصباح یزدی،  امير احمدي، پناهيان، گلپايگاني، ازغدي، فرهاد رهبر و شریعت مداری  بنابراین نقش خاص و جایگاه محوری وحساس این افراد را در برنامه ریزی های واکنشی از یاد نبریم. ما با تأسی از مشرب عرفانی بزرگترین عارفان و هادیان این مرز و بوم باید که به ظاهر خموش و به باطن غوطه ور در غوغای مقدسی باشیم که هدف آنانتقام از ولایت فقیه و خانوادۀ فاسد او است. میکروفون ها حتی ممکن است در لباس های ما جاسازی شده باشد. موبایل های خاموش شده هم بدون شک مورد سوء استفاده شیاطین ولایت فقیه قرار می گیرد. کامپیوتر و اینترنت دو دامگاه مهم دیگر است که باید مورد دقت و توجه قرار گیرد. براي اطلاع بيشتر در بارۀ اين ابزارها و سلاح هاي امنيتي به دهها سايت اينترنتي يا سايت فعالان سياسي مراجعه كنيد كه به اين موضوع پرداخته اند.

 دام سخت است مگر یار شود لطف خدا  ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
 هیچ برنامه ای نباید با حضور بیشتر از سه نفر انجام گیرد و در بین هر سه نفر وجود حداقل یک کارشناس لازم است و هیچ کار مورد توجهی نباید بدون نظر کارشناسی انجام شود.جنگ روانی دشمن سنگین است اما بجای جواب دادن به آن معطوف ساختن همه توجه و قوا بر ولایت فقیه و خانوادۀ او واجب است. ما باید با درون شناسی استاد حدس بزنیم که تعارفات مصلحتی استاد در اطلاع رسانی ها و اظهار نظر های عمومی تا چه حدی با گرايش های درونی ایشان در تضاد است. پس باید به مواضع برحق استاد پر از رمز و راز خود عمل کنیم و نه تظاهرات مصلحت گراي آن استاد فرزانه. مقایسه کنیم سخنان حضرت امیر المومنین را در سالهای خلافت خلفای راشدین با سخنان حضرتشدر دوران خلافت ایشان. اعوذ بالله من الشیاطین رجیم

طاغوت خامنه ای و طاغوت پهلوي


بسمه تعالي
طاغوت خامنه ای و طاغوت پهلوي
وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِّن دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ   و هر كس از آنان بگويد من جز او خدايى هستم او را به جهنم مجازات  مي كنيم كيفر ظالمان را اين گونه مى‏دهيم. [سورۀ انبياء]
سلام بر آنكس كه شايستۀ سلام است
جناب حجت الاسلام علي خامنه ای
در بين مردم معروف است كه شما همۀ نامه هاي اعتراض و تظلم خواهي و دادخواهي را كه شكايت آنها از مأموران امنيتي شماست (مشهور به سربازان گمنام امام زمان) بجاي رسيدگي عادلانه مستقيماً به خود دستگاه امنيتي و مأموران مربوطه ارجاع مي دهيد. اين ظالمانه ترين نوع برخوردي است كه احتمال دارد با دادخواهي مردم صورت پذيرد.
آقاي حجت الاسلام خامنه ای
ما اين حرف را به عادت طرفداران شما باور نداشتيم تا اينكه همين نكته را از يكي از خادمان جنابعالي شنيديم كه ناباوري ما را به باور مبدل ساخت. ايشان فرمود «اصولاً آقا نامه هاي شكايت از بچه هاي اطلاعات را نگاه هم نمي اندازند و مي فرمايند بدهيد اطلاعات». ايشان به ما نصيحت كرد كه ديگر به شما نامه ننويسيم و همان نامۀ اول را هم كه نوشته ايم راه را به خطا رفته ايم چون بزودي دستگاه اطلاعاتي به سراغمان مي آيد و مثل همۀ كساني كه به شما نامه مي نويسند و به سرعت روانۀ زندان مي شوند ما را هم گرفتار خواهد كرد. نوري زادها و طبرزدي ها را كه يادتان هست؟ اما جناب حجت الاسلام خامنه ای بعد از سي و يك سال حكومت فاسد و دروغگوي ولايت فقيه و با گذشت 20 سال از حكومت ظالمانه و ديكتاتوري شما اين حقيقت بر كسي پوشيده نيست كه طاغوت ولايت فقيه بسي بدتر و فاسدتر و ظالم تر از طاغوت پهلوي است. شخص ولايت فقيه هم كه خود را نائب امام زمان و نمايندۀ خدا در زمين مي نامد به مراتب از شخص رضا پهلوي و محمدرضا پهلوي بدتر و ظالم تر است.
جناب حجت الاسلام خامنه ای، آيا براستي پيرامون اين نكته كه شما حتي اندكي تفاوت محتوايي با طاغوت و شاه معدوم نداريد انديشيده ايد؟ آيا اگر يكي از نزديكان شما بخواهد صادقانه در بارۀ شما بنويسد گمان مي بريد كمتر از مطالب ارتشبد فردوست دوست و منتقد خاندان پهلوي از قلم او صادر شود؟ هر كسي كه اثر ارتشبد فردوست را بخواند بي گمان به شباهت هاي غيرقابل انكاري ميان شما و خانوادۀ شما با شاه و خانوادۀ شاه پي خواهد برد. ما مصمم هستيم همچون فردوست سلطنت و طاغوت شما را نقد كنيم تا فردوست هاي خفته را از ميان اطرافيان شما به سخن گفتن مشتاق نماييم. در اين نامه مشتي از خروار اين تشابه را مثال مي زنيم.
 مثالي از دزدي و ظلم محمّدرضا پهلوى
ارتشبد حسين فردوست در خاطرات خود، داستان زير را كه تراژدى محمّدرضا در غصب املاك مردم است با اينكه دم از اصلاحات ارضى مى زد، نقل مى كند كه مربوط به حدود پانزده سال قبل از پيروزى انقلاب (يعنى سالهاى 42 به بعد) است:
محمّدرضا فردى به نام منصور مزين (سر لشگر باز نشسته ارتش) را طبق فرمانى رئيس املاك بنياد پهلوى در گرگان كرده بود... مزين طبق دستور محمّدرضا به فروش اين املاك و تبديل آن به پول نقد پرداخت ، او در سال مبالغ هنگفتي به محمّدرضا مى داد كه به معاون مالى دربار پرداخت مى شد، و او به حساب محمّدرضا مى ريخت ، و مبالغ هنگفتى خودش مى دزديد، در نتيجه همه مقامات لشگرى و كشورى و متنفذين و تجار و كليه افرادى كه پول اضافى داشتند به گرگان روى آوردند.مزين به تدريج در گرگان سازمان مفصلى تشكيل داد و هر چه زمين مرغوب داراى مالك و يا بلاصاحب مى ديد، از زمين شهرى و زراعى ، دره و كوه و تپه و جنگل ، همه را تصرف مى كرد و مى گفت : متعلق به شاه است و فروخته خواهد شد،.. .صدها شكايت به دفتر ويژه اطلاعات و بازرسى به دست من مى رسيد، كه اهالى گرگان به شدت از مزين شكايت دارند و شايد دهها بار از طرف دفتر، افسرانى به گرگان براى تحقيق فرستادم و گزارش آنها را به محمّدرضا دادم ، محمّدرضا هر بار دستور مي داد بدهيد به مزين (يعنى همان كسى كه از وى شكايت شده بود!)... چند سال قبل از انقلاب يك افسر را از دفتر به گرگان فرستادم تا تحقيق محلى كند و با مزين تماس ‍ بگيرد كه مگر اراضى شاه چقدر بوده كه شما ده سال است مى فروشيد و هنوز تمام نشده؟
مزين پاسخ داده بود: اراضى شاه تا مرز شوروى است ... مشتريان مزين اكثرا يا پولدار محلى بودند و يا از تهران مى رفتند و او به هر يك به دلخواه خود مقدارى زمين مى فروخت ، قواره ها از 50 هكتار تا صد هكتار بود... خلاصه پس از حدود ده سال فروش زمينهاى گرگان ، به همين منوال نوبت به اراضى گنبد و سپس زمينهاى بجنورد رسيد، محمّدرضا از مزين رضايت كامل داشت ، نيمى از اراضى بجنورد به فروش رفته بود كه انقلاب شروع شد...

۱۳۹۰ خرداد ۲۷, جمعه

بشنوید پاسخ ما را


ابلاغیه قیمتهای جدید كلاسهای فرادرمانی (سال 1390 خورشیدی)

یکشنبه 21 فروردین 1390  

ابلاغیه قیمتهای جدید كلاسهای فرادرمانی (سال 1390 خورشیدی)
و همچنان كلاسهای عرفان حلقه برگزار می شود...
یكبار دیگر دروغگویی جناب آقای طاهری مؤسس فرقه مخوف عرفان حلقه بر ملاشد. یكی از نزدیكان آقای طاهری در وبلاگش لیست قیمتهای كلاسهای شفادهی را برای سایر هم قطارانش ابلاغ كرد. جالب این است كه 50 درصد از مبالغ دریافتی مسترها به حساب رئیس فرقه عرفان حلقه واریز می شود.
امّا متن این ابلاغیه:
سلام ببخشید در رابطه با شهریه دوره های مستری که چقدر هست و اینکه آیا 50 درصد آن میبایستی به موسسه مسترد شود سوال داشتم اگه جواب بدین ممنون میشم و لطفا در این خصوص اطلاع رسانی کنید(چون شنیدم که مسترها شهریه مستری را از اونهایی که میخواهند دوره های مستری را بگذرانند نمیگیرند و 50 درصد شهریه را نیز به موسسه مسترد نمیکنند)
باتشکر
+1
همراه عزیز با توجه به برخی از شنیده ها مبنی بر عدم دریافت مبلغ شهریه ثبت نام مربیگری توسط برخی همراهان یا عدم پرداخت مبلغ و تاکید بر حفظ وحدت و امانتداری در رعایت قوانین یادآوری می شود :
ثبت نام مربیگری فرادرمانی و سایمنتولوژی 50 هزار تومان
مربیگری تشعشع دفاعی 30 هزار تومان
و مربیگری دوره 2 الی 8 هر دوره 20 هزار تومان
و پنجاه درصد از مبلغ هر دوره به موسسه پرداخت می گردد.
ضمنا همه ی مربیان می بایست در صورت داشتن هر گونه بدهی به موسسه نسبت به تسویه بدهی خود اقدام فرمایند.
به نظر شما كدام عارف برای شناساندن خدا از
 شاگردانش پول طلب كرده است؟!
و قضاوت كماكان با شماست...
 …. 
نوشته شده توسط:میر حمید موسوی

 
 بشنوید  پاسخ ما را
 
" ولی فقیه رهبری باندهای فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی را به عهده دارد
در ادامه جنگ قدرت درون نظام کار به جایی رسیده است که دیگر از رو کردن دزدیها و چپاول و غارت اموال ملت و مملکت توسط مقامات  ومسوولان حکومتی و مدعیان  اسلام ناب محمدی نیز دریغ نمی کنند و در گوشه وکنار ذره ای ازدزدیها  را برملا کرده  ودرعین حال نیز سعی دارند تا دستهای دزدان اصلی و رؤسای  باندهای چپاول  رو نشده و با قربانی کردن دزدان رده چندم باندهای خود مسئله را خاتمه یافته تلقی  کنند و یا  برای امتیاز گرفتن از جناح رقیب اسناد و مدارک را با رعایت  خط قرمز افشا کنند.
این دزدیها در شرایطی صورت می پذیرند که در طی  این دو دهه گذشته ده ها هزار از مردم عادی به بهانه های دائمی و با احکام صادره از جانب همین آخوندها و دزدان حقیقی، بعنوان سارق و بزهکار و.... در ملاء عام شلاق خورده و یا قطع عضو شدند.
ذیلا بخشی از اطلاعات و خبرهای موثقی را در همین رابطه به حضور ملت ایران وهمه ایران دوستان تقدیم کرده تا در پیگیری هرچه بهتر و بیشتر حقوق حقه و بغارت رفته مردم و کشورمان، مفسدان اصلی را بهتر بشناسند. ملت شریف ایران، لیست زیر فقط بخش  کوچکی از غارت و چپاول حاکمین خود کامه می باشد اصلی ترین چپاول و دستبرد همانا غصب حق  حاکمیت ملت واعتماد و آروزهای پرپرشده وبه یغما رفته مردم و بویژه جوانان ایران زمین است که اینک در سیاهچاله های مخوف استبدادیان اسیر میباشند.
بعد از انقلاب حدود چهار هزار شرکت  وموسسه اقتصادی و مالی تجاری توسط جمهوری اسلامی مصادره شد وتحت پوشش سازمان صنایع ملی قرار گرفت.از طرف دولت نیز یک مدیر به عنوان سرپرست برای این شرکتها از میان مدیران حزب اللهی برگزیده شد او نیز برای هرکدام از این شرکتها وموسسات یک فرد حزب اللهی بعنوان مدیر منصوب نمود که اکثر آنها از میان آقازاده ها و نزدیکان سران و آخوندهای حکومتی بودند.
در ادامه کار و از اوائل دهه شصت امر فروش و یا واگذاری اموال مصادره ای و تحت پوشش دولت وهمچنین  تقسیم مراکز ومنابع مالی و ذخائر ملی دربین افراد وابسته به نظام شروع گردید که از جمله فروش ویا در واقع بخشیدن همان شرکتها به رؤسا  و آقازاده هایی بود که بعنوان سرپرست منصوب شده بودند این کار با طولانی شدن جنگ ابعاد گسترده تری به خود گرفت ورسما و به طور علنی بخش تجاری و بازار وابسته به حکومت، انحصار واردات و صادرات تقریبا تمامی اقلام از مصرفی تا صنعتی و نظامی را به دست آورد. این پروسه با دوران ریاست جمهوری رفسنجانی شتاب و ابعاد دهشتناکی بخود گرفت وتا به امروز نیز ادامه دارد.
گوشه ای از اموال و داد وستدهای مالی رهبر مستضعفین جهان
در اختیار داشتن خزانه بانک ملی و دولت و تمام معادن کشور
بانک ملی شعبه ولایت مستقر درجماران فقط مخصوص امور مالی رهبر است. در این بانک که در نوع خود تک میباشد، کارمندان ویژه و خودی کار می کنند و از سیستم رمز و کد خاص خودش استفاده مینمایند ودر هیچ کدام از سیستمهای بانکی در ایران و خارج قابل ورود و پیگیری نیست تعداد کارکنان بیت رهبر و دیگر نهادهای وابسته به ولی فقیه از مجموع تعداد کارکنان وزارت خانه دولتی بیشتر است. این مجموعه عظیم پرسنلی شامل کارکنان دادگاههای ویژه روحانیت تا نمایندگان رهبر درتمامی ارگانهای رسمی وغیر رسمی و تا نمایندگان رهبر در دورافتاده ترین نقاط می باشد. برای نمونه پرسنل دادگاههای ویژه روحانیت بالغ بر 10000 نفر است که به صورت یک ارگان کاملا خودکفا از نظر رسته های تخصصی وفنی است ودارای تمام ارگانهای موجود در دونهاد قوه قضاییه و سپاه پاسداران است ودر سرتا سر ایران نیز شعبه دارد و به هیچ کدام از سه قوه نیز وابسته نمی باشد. از شورای تشخیص مصلحت نظام و مجلس و خبرگان و سپاه و شورای نگهبان، شورای امنیت ملی و ... گرفته تا مرده شوی خانه بهشت زهرا نمایندگان رهبر حضور مستمر  دارند
رهبر از فروش سالانه نفت معادل ده درصد را بخود اختصاص می دهد این میزان بدون دخالت و حسابرسی دیوان محاسبات یا دولت و مجلس میباشد رهبر از فروش تمام محصولات معدنی اعم از چوب جنگلهای شمال،آب، سرب، طلا، آلومنیم، مس ، آهن و ... خمس دریافت میکند.
در سال گذشته رهبر مبلغ هفت میلیارد دلار از فروش نفت و تولیدات معادن و درامدهای بنیاد مستضعفان و پنج درصد از درآمد استان قدس رضوی ودیگر نهادهای وابسته به رهبری کسب کرده است.
رهبر به حدود چهار صد هزار نفر شامل طلاب و محققین دینی و مدیران شوراهای حوزه ها در داخل وخارج ازکشور مقرری ماهانه پرداخت می کند وهمینطور به کارکنان ومسئولان تمامی بنیادها  و مراکز وابسته به نهاد رهبری که درخارج از حیطه نظارت  دولتی و مراجع قانونی است بودجه اختصاص می دهند مبلغ ماهانه ای که در حوزه ها توزیع میشود بالغ بر چهارمیلیارد تومان است این میزان جدا از پولی است که به دهها سازمان و موسسات اسلامی و مذهبی درخارج از کشور همانند موسسه اسلامی لندن، انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا و آمریکا، آخوندهای پاکستانی و افغانی، هندی،عراقی) ازطریق فردی به اسم ایت الله اراکی ماهانه مبالغی تا چهار هزار پوند می پردازد.
در رابطه با کمک به گروه های اسلامی ضد صلح مثل حماس، جهاد اسلامی و حزب الله لبنان و دیگر گروه های وابسته به رژیم، خامنه ای رسما از طریق سازمان  تبلیغات اسلامی عمل کرده وهمه جناحها نیز در این امر دخیل هستند بنا به اعتراف جنتی  درنماز جمعه سال گذشته  یک هفته مانده به شروع ماه رمضان، یک میلیارد دلار کمک سالانه برای ترویج انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی ومقام معظم رهبری خرج میشود که تازه این رقم کمتر از میزان واقعی است برای نمونه در لبنان وسوریه به هرکدام از آخوندهای هوادار رهبر یا ذوب شده درخط رهبر جدا از اهداء خانه وماشین  مبلغ ده تا چهل هزار دلار در ماه پرداخت میکنند به رهبر حزب الله لبنان شیخ محمد حسین  فضل الله  تحت  عنوان خرج سفره ماهانه مبلغ چهل هزار دلار پرداخت میکنند که مستقیما توسط نماینده رهبر طباطبایی در بیروت پرداخت میشود.
رهبر برای گرفتن تایید از آخوندهائی نظیر حسین نوری همدانی و فاضل لنکرانی به آنها ماهانه یک میلیارد تومان مقرری پرداخت می کند تا آنها  که خودشان بطور قاچاق لقب ایت اللهی را یدک می کشند بوی نیز لقب ایت الله ومرجع تقلید وصله و پینه کنند، وهمچنین با پرداخت حقوقهای بالا به بعضی از طلاب برای خامنه ای مرید و پیرو جلب وجذب نمایند. از رهبر مسلمین جهان نیز در تمام طول روز وشب بالغ بر 2000 نیروی ویژه و کماندو حفاظت بعمل می اورند تا مبادا آقا خدای ناکرده سردی یا گرمیشان بشود.
خانواده مکارم شیرازی و پسر او صاحب کارخانه نیشکر هفت تپه در خوزستان است و وارد کننده انحصاری وسایل دستگاههای چاپ در قم میباشد.
از دیگرخبرها آنستکه هر سفری که ولی فقیه تشریف می برند حداقل صد میلیون دلار خرج از خزانه دولت پرداخت میشود، خامنه ای هرکجا می رود ماشین ضد گلوله اش را نیز با هواپیما می برد.
اندر باب حاتم بخشی های خامنه ای انکه او ماهانه برای روحانیونی که با او همراه نیستند مبالغ هنگفتی میپردازد تا صدایشان درنیاید ویا با سپردن پستها و موقعیتهای نان و آبدار نظیر نمایندگی رهبری، امامت جمعه و امثالهم عملا دست آنها را برای چپاول بیشتر باز می گذارد در حالیکه خامنه ای از رده مرجعیت برخوردار نیست تا فرضا از بابت وجوهات شرعی بتواند خرج ومخارج شخصی را بپردازد اینهمه حاتم بخشی  را از کجا تامین می کند جز از طریق شرکت مستقیم در غارت بیت المال وسرمایه ها و منابع و ذخائر ملی؟
آیا با وجود فساد اقتصادی که از هر جنبه واز صدر تا ذیل این نظام منحط و مرتجع را فرا گرفته مبارزه با فساد اقتصادی آنهم توسط فاسدترین عناصر آن امری پوچ  وسرابی بیش نخواهد بود؟ با وجود رهبری که خودش از علائم وشاخصهای فساد سیاسی و اقتصادی  است می توان کمترین ارزشی برای شعارهای توخالی مبارزه با مفسدین اقتصادی قائل شد. راستی این نظام همانقدر در مبارزه با فساد اقتصادی میتواند جلو برود که در مبارزه با ریشه های تروریسم و یا در اصلاح پذیری از درون
. یکی بر سر شاخ بن می برید خداوند بستان نظر کرد و دید
مهدی حائری

و قضاوت کماکان با شماست...
نوشته شده توسط: سید حمید خامنه ای ( سلام عرض کردم آقای  میر حمید موسوی )
و با سلام و درود بر پیشگامان موج سبز ایران:
دکترعلی اکبر سروش،دکترعطاالله مهاجرانی،دکترستاره درخشش،دکتراکبرگنجی،دکترمحسن سازگارا،دکتر علیرضانوری زاده،دکتر شیرین عبادی،دکتر جمشید چالنگی،فریبا داوودی مهاجر ،احمدباطبی،علی افشاری،مسیح علی نژاد،محمد نوری زاد ، محسن مخملباف، عبدالعلی بازرگان، حشمت الله طبرزدی